1ـ قال رَسُولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) : لا تُضَیِّعُوا صَلاتَكُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَیَّعَ صَلاتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلىِ اللّهِ أنْ یُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقینَ.(1)
پیامبر مكرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: نماز را سبك و ناچیز مشمارید، هر كس نسبت به نمازش بى اعتنا باشد و آنرا سبك و ضایع گرداند همنشین قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقین در آتش داخل نماید.

2ـ قالَ (صلى الله علیه وآله): مَنْ مَشى إلى مَسْجِد مِنْ مَساجِدِ اللّهِ، فَلَهُ بِكُّلِ خُطْوَه خَطاها حَتّى یَرْجِعَ إلى مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَنات، وَ مَحى عَنْهُ عَشْرُ سَیِّئات، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجات.(2)
فرمود: هر كس قدمى به سوى یكى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه مى باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هایش پاك مى شود، همچنین در پیشگاه خداوند ده درجه ترفیع مى یابد.
3ـ بَیْنَما رَسُولُ اللّهِ (صلى الله علیه وآله) جا لِسٌ فِى الْمَسْجِدِ، إذْدَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ یُصَلّى، فَلَمْ یُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لا سُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكَذا صَلوتُهُ لَیَمُوتُنَّ عَلى غَیْرِ دینی.(3)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 12:39  توسط منتظر
|
خداوند، در قرآن و غير آن(1) به حدّى بهشت و بهشتيان را در توصيف بالا برده كه اگر كسى از شوق شنيدن آن، وفات كند، استبعاد ندارد!

آيات جهنّم نيز اين گونه است، قرآن مىفرمايد: «وَ لَهُم مَّقَـمِعُ مِنْ حَدِيدٍ»(2) گرزهاى آهنين براى [زدن] آنان فراهم است. كه اگر انسان معاصى خود را در نظر بگيرد و بميرد، مستبعد نيست!
البته ما با منكرين كار نداريم، ولى برخى از مقرّبين از شوق لقاى بهشت مرده اند؛ زيرا شنيدن آيات رحمت و نعمت و يا عذاب و نقمت، در انسان موحّد تكوينا اثر مى گذارد، و او از مُشَوِّقات يا مُخَوِّفات جان مى سپارد، با اين همه اين آيات در ما هيچ اثر نمىكند!
1. سنّت.
2. سوره ى حج، آيه ى 21.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 12:32  توسط منتظر
|
تحليـل فتنــه اخيــر در آيينه فرهنــگحجت الاسلام والمسلمين سید مهدی ميِــرباقـــري
در تحليل فتنـه پس از
انتخابــات نكته اول اين است كه نگـــرشها و تحليــلهايي كه اين حادثه
بزرگ را از رقابتهاي انتخاباتـــي و يا بدتر از آن از يك مناظـــره
انتخاباتي شروع ميكند، درك كاملي از وقايع مهم تاريخي ارائـــه نميدهد؛
كه اين ناشي از فقـــدان يك نگـــرش جامع و فلسفه تاريخي است.

ما بايد جريان تاريخ
را ببينيم تا بتوانيم تحليل كنيم كه انقلاب اسلامي چرا اتفاق افتاد و اين
انتخابات در روند انقلاب چه جايگاهي دارد. عوامل پيدايش انقلاب اسلامي فوق
عوامل روانشناختي و جامعهشناختي است و تنها در يك نگرش فلسفه تاريخي
قابل تحليل است.
نكته دوم اين است كه ميخواهم اين حادثه را از
زاويه فرهنگي تحليل كنم، گر چه عوامل غير فرهنگي هم در اين حادثه حضور
دارد. وقتي ما ميگوئيم اختلافات فرهنگي و شكافهاي ايدئولوژيك به پيدايش
اين حادثه منتهي شد، به معناي اين نيست كه نقش عوامل ديگر را ناديده
ميگيريم يعني هواي نفسها و فتنهگريهاي اشخاص، گروهها و قدرتها نيز
در اين حادثه مؤثر بود كه در اين تحليل به آنها نميپردازيم.اصل بحث را در
سه فصل تقديم ميكنم؛ فصل اول اختلافات ايدئولوژيك در دنياي اسلام است. در
يك نگاه كلان سه قرائت از اسلام در بين مسلمانها وجود دارد يكي قرائت
سكولاريستهاي مسلمان از اسلام است، البته طرفداران زيادي در دنياي اسلام
ندارند. جبهه دوم طرفداران مدرنيته اسلامي هستند، كساني كه تجدد را قبول
دارند، يا لااقل وجههايي از تجدد را قبول دارند اما آن را فاقد يك اخلاق
و معنويت قابلقبول ميدانند و ميخواهند تركيبي از معنويت و اخلاق اسلامي
با دستاوردهاي تجدد بسازند. ايدهآلي كه براي دنياي اسلام ارائه ميدهند
ايجاد يك ژاپن اسلامي است كه پيشرفت و توسعه ژاپن را توأم با اخلاق و
معنويت اسلامي داشته باشد. جبهه سوم جبهه طرفداران تمدن اسلامي است كه
معتقد به مدنيتي متمايز با جريان تجدد است؛ مدعي است كه اسلام ميتواند
تمدن جديدي را مبتني بر فرهنگ، معنويت، اخلاق و ايدئولوژي اسلام بنا
گذارد. در فصل دوم تلاش ميكنم كه نگاه غرب، يعني نگاه پرچمداران تجدد، را
به اين شكاف ايدئولوژيك در دنياي اسلام باز كنم.
نكته مهم اين است
كه در تحليل فرهنگي اين فتنه، بياناتي را كه رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي
در خطبه بيست و ششم خرداد داشتند را اصل و مبنا قرار ميدهم. ايشان نقطه
اصلي اختلاف را در آن بيانات با كمال متانت بيان فرمودند كه در پايان
عرايضم بخشهايي از آن را خواهم خواند.
سه گرايش ايدئولوژيك در درون دنياي اسلام وجود دارد كه اختصاص به
ايران هم ندارد، اما در ايران برخورد اين گرايشها با هم شفافتر است، يكي
سكولاريستهاي مسلمان، يكي طرفداران مدرنيته اسلامي و يكي هم طرفداران
تمدن اسلامي؛ كه امام رضواناللـه تعالي عليه و رهبر بزرگوار انقلاب
اسلامي پرچمدار تفكر سوم هستند.
اين سه تفكر چند جا با هم اختلاف
دارند؛ در نگرش به اسلام، در نگرش به غرب، در تحليل انقلاب اسلامي، در
تحليل دشمنان انقلاب اسلامي و تقابلهايي كه با انقلاب اسلامي هست با هم
تفاوت دارند، بنابراين در ساخت ايران هم با هم متفاوتند و به دنبال آن در
تدبير كل جامعه اسلامي هم با هم متفاوتند؛ سه استراتژي، نگرش اصولي و خط
مشي در مواجهه با مسائل دارند؛ البته سكولاريستهاي مسلمان و طرفداران
مدرنيته اسلامي در عمل به هم نزديك و يكي ميشوند، خيلي جاها ادبيات علمي
و ادبيات ادارهشان به هم نزديك ميشود و يك مسير را طي ميكند؛ گر چه در
مباني و در تحليل از اسلام و انقلاب اسلامي و جريان قدرت در جهان تحليل
هاي متفاوتي دارند؛ در يك كلمه نقطه اشتراك اين دو در ليبراليسم و
برنامهريزي آن است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 16:25  توسط منتظر
|
رسول
اکرم(ص): مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من و کنیه اش کنیه من
(ابوالقاسم) است. از نظر اخلاق شبیه ترین مردم به من است. برای او غیبت و
سیرتی است که در آن، بسیاری گمراه می شوند. آنگاه مثل شهاب ثاقب می آید و
زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد چنانکه پر از ظلم و ستم شده باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 16:16  توسط منتظر
|

دلا باید که هردم یا علی گفت - نه هر دم بل دمادم یا علی گفت
که در روز ازل قالوبلا را - هر آنچه بود عالم یا علی گفت
ز لیلایی شنیدم یا علی گفت - به مجنونی رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است - که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز میکرد - به گوش غنچه آندم یا علی گفت
خمیر خاک آدم چون سرشته - چو بر میخاست آدم یا علی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز میزد - زبس بیچاره مریم یا علی گفت
مگر خیبر زجایش کنده میشد - یقین آنجا علی هم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمیشد - گمانم ابن ملجم یا علی گفت

شهادت مولای متقیان علی (ع) تسلیت باد
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 15:59  توسط منتظر
|
چه کسانی در شب قدر نجات پیدا میکنند؟
اندیشه
- دانایی «لیله القدرخیر من الف شهر» دشوار است، چه رسد به دارایی اش.
البته راه دشوار نیست. اگر دشوار بود ما را امر نمی کردند، دعوت نمی
کردند. دشواری مال کسی است که کوله بار خود را بر دوش دارد. اگر بار
خودبینی را به زمین بگذارد، سبک می شود.
جریان
قدر و احیاء و گرامیداشت قرآن و بهره برداری از فضل لیله القدر جزء «دولت
قرآن» است. و این دولت همواره مورد درخواست ماست و از ذات اقدس اله مسئلت
می کنیم «نسئلک دوله ً کریمه ً تعزّبها السلام و أهله و تذ لّ بها النّفاق
و أهله. و هنگام ظهور بقیه الله ارواحنا فداه، این دولت تجلی می کند.
نموداری از دولت قرآن را ذات اقدس اله در دولت سلیمان و ملک سلیمان ذکر
کرد. فرمود: گوشه ای از دولت الهی را به سلیمان داده ایم. ولی به شما صدها
برابر خواهیم داد.
ملک سلیمان بر این محور بود که آن حضرت
بامداد راه یک ماهه می رفت و شامگاه راه یک ماهه. دولتی که بر باد مستقر
باشد اینقدر قدرت دارد که مسافر خود را در یک نیم روز به اندازه یک ماه
راه ببرد. سالک خود را در پگاه یا شامگاه به اندازه یک ماه راه ببرد...
اما دولت قرآن یک شبه ره صدساله می برد. این هزار ماه که در طی یک قرن در
حدود هشتاد سال خلاصه می شود، دولت قرآن است.
*
ادراک لیلة
القدر کار آسانی نیست؛ فهمش آسان نیست چه رسد به حضور و ظهور و رسیدن به
اصل آن. و ما أدراک ما لیلة القدر. خاصیت دولت قرآن، این است که لیله
القدر خیر من ألف شهر. اگر بزرگانی گفتند: هرچه دارند همه از دولت قرآن
دارند و یا «یک بیت از این قصیده به از صد رساله است» و یا سروده اند این
طفل یک شبه ره صدساله می رود...همه نشأت گرفته از همین دولت قرآن است. از
مناجات های لطیف و ظریف خواجه هروی این است که دارا شدن مهم است، نه دانا
شدن! آن مناجات های لطیف خواجه انصاری را که می خوانید، می بینید به خدا
عرض می کند که دانا شدن مهم نیست. اگر کسی زحمت بکشد، دانا بشود؛ فقیه،
حکیم، ادیب، متکلم و محدث بشود، این دانای علم است و این مهم نیست. به
دلیل اینکه صدها نفر در طول سالها به حوزه ها و دانشگاه ها راه یافتند و
دانا شدند. مهم دارا شدن است نه دانا شدن.
دانایی
«لیلة القدر خیر من الف شهر» دشوار است، چه رسد به دارایی اش. البته راه
دشوار نیست. اگر دشوار بود ما را امر نمی کردند، دعوت نمی کردند. دشواری
مال کسی است که کوله بار خود را بر دوش دارد. اگر بار خودبینی را به زمین
بگذارد، سبک می شود. وقتی سبک شد، تخفّفوا تلحقوا... وجود مبارک رسول اعظم
علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء فرمود: نجی المخفّفون... آنها که سبک
بالند نجات پیدا کرده اند.
پرکشیدن با سنگین بال و سنگین بار
بودن، ممکن نیست. کار «جعفر طرار» نیست که یک شبه ره صد ساله را طی کند،
کار «جعفر طیار» است. طراری را کنار گذاشتن و طیار شدن با مراسم احیاء
هماهنگ است و شدنی است.
گزیدههایی از بیان آیتالله جوادی آملی
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 15:52  توسط منتظر
|
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 13:28  توسط منتظر
|
شب غفران و توبه
شب قدر است و قدر آن بدانیم
نماز و جوشن و قرآن بخوانیم
به درگاه خدا غفران و توبه
به شرطی که سر پیمان بمانیم
برای پاکی نفس و سعادت
همیشه بهر خود شیطان برانیم
شب تقدیر و ثبت سرنوشت است
دعا بر مومن و انسان بخوانیم
برای صیقل روح و روان ها
به دل دریائی ازایمان رسانیم
برای اولین مظلوم عالم
بسی خون دل از چشمان چکانیم
هزاران لعنت و نفرین بسیار
به قاتلهای مولامان رسانیم
در این شبها تو مهدی(عج) را صدا کن
چو یوسف غایب است حیران چنانیم
دعای اول و آخر ظهور است
که بیش از این در این هجران نمانیم
مسافر؛ را بگو ایمان قوی دار
که تا وصلی به این دامان امانیم
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 13:25  توسط منتظر
|
على از زبان على
ـ
امـام عـلـى عـلیه السلام یاران رازدار محمد صلى اللّه علیه و آله مى
دانند كه من حتى لحظه اى دسـت رد بـه سـیـنـه خـدا و پـیـامـبـر او نزدم
در جاهایى با جان خود پیامبر را یارى رساندم كه دلیران مى گریزند و گامها
واپس مى رود این شجاعت و مردانگى را خداوند به من ارزانى داشت .
ـ (هیچ گاه ) دروغ نگفته ام و (از پیامبر) دروغ به من گفته نشده است , و گمراه نشده ام و كسى هم به واسطه من گماره نگشته است .
ـ هـرگاه از پیامبر خدا مى پرسیدم به من پاسخ مى داد و چون خاموش مى ماندم با من آغاز سخن مى كرد.
ـ در تـفـسیر آیه “همانا تو بیم دهنده هستى و هر قومى را راهنمایى است “ ـ : بیم دهنده پیامبر خداست و راهنما من هستم .
ـ
پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله مرا براى داورى به میان مردم یمن فرستاد
عرض كردم اى پیامبر خدا! مرا كه جوان هستم و ازدانش قضا و داورى ناآگاه ,
مى فرستى ؟
پیامبر دست به سینه من زد و گـفت : خدایا! قلب او را
هدایت كن و زبانش را استوار گردان ازآن پس , من در داورى میان دو نفر هرگز
دچار شك و تردید نگشتم تا اكنون كه در این جا نشسته ام ؟
ـ پـیـامـبـر خـدا صـلى اللّه علیه و آله فرمود : اى على ! اگر تو نبودى بعد از من مؤمنان شناخته نمى شدند.
ـ
پـسـر نـابـغه گفته است كه من مردى بسیار بازیگوش و شوخ و بذله گویم و دست
و پنجه نرم مى كنم و بازى مى كنم هیهات ! ترس از مرگ و یاد قیامت و
حسابرسى (آخرت ) مرا از این كارها باز مى دارد.
ـ در خطبه اى كه روز
دوم خلافتش ایراد فرمود ـ : همانا من یكى از شما هستم آنچه براى شماست
براى من نیز هست و آنچه برشماست بر من نیز هست .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 13:23  توسط منتظر
|
لیلةالقدر؛ شب خدا
شب
قدر شبی است که به شهادت قرآن افضل از هزار ماه است و بلکه با جمله «و ما
ادریک» بسیار برتر از آن معرفی شده است. جمله «و ما ادریک» در چند جای
قرآن آمده است. هر جا که خداوند اراده کرده عظمت غیر قابل وصف یک امر
آخرتی و یا یک امر معنوی بزرگ، که با عبارات دنیایی قابل وصف نیست را،
برای آدمی بگوید، این عبارت را آورده است. «و ما ادریک مالقارعه»؛ تو چه
دانى كه قارعه چیست؟ «و ما ادریک ما الحاقه»؛ و تو چه مىدانى آن روز واقع
شدنى چیست؟ «و ما ادریک ماالطارق»؛ و تو چه مىدانى كوبنده شب چیست؟
«و
ما ادریک ما لیلةالقدر»، نشان میدهد که سخن از واقعه بزرگی است همچون
قارعه، حاقه و طارق، که عظمت و حقیقت واقعی آن برای انسان، لااقل تا زمانی
که جهان آخرت را درک نکرده و حجابها از برابر دیدگان او کنار نرفته است،
قابل درک نیست. ظاهرا شب قدر فقط از جنس زمان نیست بلکه یک واقعه عظیم است
که جنبه زمانی هم دارد. در این واقعه بزرگ، جهان زیر و رو میشود و حوادث
یک سال بنابر شهادت قرآن طبق حکمت الهی تعیین میشود. «فِیها یُفْرَقُ
كُلُّ أَمْرٍ حَكِیم»؛ در آن شب هر فرمانى بر حسب حكمت صادر مىشود.
(دخان/ 4، ترجمه آیتی)
در شب قدر هر سال، همه امور آن سال كه باید
تا سال بعد جریان یابد تقدیر مىشود، چه خیر و چه شر، چه اطاعت و چه
معصیت، و چه مولودهایى كه باید به عرصه وجود قدم بگذارند، و چه اجلها و
رزقها. پس هر چه كه در آن شب براى آن سال تقدیر شود، و قضایش رانده شود،
آن قضاء حتمى است، ولى در عین حال مشیت خداى تعالى در آن دخل و تصرف دارد.
(ترجمه المیزان، ج18، ص، 203)
از ابن عبّاس نقل است: كه میبینى شخصى در بازارها راه میرود در حالى كه نامش جزء مردهها ثبت شده است.
اما
نقطه عطفی در پرونده عظیم شب قدر وجود دارد که دلهرهها را به امید تبدیل
میکند و موجب بیشترین تلاش انسان برای بندگی و عبادت میشود. آن نقطه عطف
که از بزرگترین عنایات و رحمات الهی است، این است که انسان میتواند با
درک شب قدر و کوشش در آن شب، در تعیین مقدرات خود تاثیرگذار باشد؛ بلایی
را بگرداند، یا نعمتی را به سمت خود جذب کند.
نقطه
عطفی در پرونده عظیم شب قدر وجود دارد که دلهرهها را به امید تبدیل
میکند و موجب بیشترین تلاش انسان برای بندگی و عبادت میشود. آن نقطه عطف
که از بزرگترین عنایات و رحمات الهی است، این است که انسان میتواند با
درک شب قدر و کوشش در آن شب، در تعیین مقدرات خود تاثیرگذار باشد؛ بلایی
را بگرداند، یا نعمتی را به سمت خود جذب کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 13:21  توسط منتظر
|